سيد محمد باقر شفتي

175

تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )

مجملا مقصود اين نيست انحنائى كه محصل امتثال در حق مرد هست آن محصل امتثال در حق زن نبوده باشد ، بلكه مقصود تنبيه بر اين است كه زن اكتفا مىتواند نمود به أقل از آن مقدار ، پس هر انحنائى كه كفايت مىكند در حق رجال كفايت مىكند در حق نساء ، و اما عكس نيست يعنى بعضى افراد انحناء زن اكتفاء به آن مىتواند نمود به خلاف مرد ، بلكه راجح در حق زن آن است كه انحنائى او در ركوع أقل از انحنائى مرد بوده باشد ، اگر چه مثل انحناى مرد نيز كفايت مىنمايد در حصول امتثال . و تقييد به قائم به سبب آن است در حق قاعد چنين نيست ، و كيفيت ركوع قاعد در مبحث قيام مفصلا مذكور شد . و تقييد به مختار به جهت آن است كه در حق غير مختار چنين نيست ، بلكه اگر متمكن از انحناء مطلقا نبوده باشد اكتفا مىنمايد به ايماى به رأس ، و اگر متمكن از ايماى به رأس نبوده باشد اكتفا مىنمايد به ايماى به عين ، و اگر متمكن بوده باشد از انحناء لكن به قدر مذكور متمكن نبوده باشد ، لازم است منحنى شود به قدر مقدور . مجملا ركوع در حق قائم مختار عبارت است از انحناء به نحو مذكور ، و در حق قاعد مختار نيز به نحوى است كه مذكور شد در مبحث قيام ، و در حق غير مختار يا انحنائى است لكن نه به حد مذكور ، يا ايماى به رأس است ، يا ايماى به عين به تفصيلى كه مذكور شد . ممكن است كسى بگويد ركوع در شريعت عبارت است از انحناء به حد مذكور ، و آنچه در حق غير مختار مذكور شد مثل ايماى به عين مثلا اين ركوع نيست ، بلكه قائم مقام ركوع است . كلامى كه در اين مقام هست اين است آيا ايماى به عين يا ايماى به رأس مثلا مثل ركوع است در احكام ، پس هرگاه كسى كه تكليف او ايماى به رأس بود مثلا در مقام ركوع اخلال به اين كرد ناسيا بعد از دخول در سجود ، يا بعد از فراغ از سجود